چوبک و گلشیری
July 3, 2008
|نسخه قابل چاپ
|
مقایسهی تطبیقی کفتربازِ چوبک و آینههای دردار گلشیری
هشت سال از مرگِ گلشیری و ده سال از مرگ چوبک گذشت. هر دو، در فرهنگ و ادبیات معاصرِ ما از نویسندگانی بودند که تنها همان نام خانوادگیشان برای شناختن آنها کفایت میکند. چوبک نویسندهای بود دلبستهی فرهنگ مردم کوچه و بازار؛ زبانی روان، شیوا و دلنشین و ذهنی خلاق و حادثهساز داشت و در روابط اجتماعی و خانوادگیِ آدمهای داستانهایش پلیدیهای روح انسان، درماندگیها، بیجربزگیها، جبن آدمی، فقر و فحشا و خرافات را میدید و با استادی غریبی با تکیه بر دستگاه فکری زیگموند فروید اینگونه موضوعات نه چندان دلنشین را با زیبایی وشیوایی به بیانی داستانی درمیآورد. چوبک نویسندهایست صاحب سبک. جهان ذهنی او و زبان و بیان داستانیاش چنان منحصر به فرد است که مهر و نشان او را بر خود دارد و به همین دلیل تقلیدپذیر نیست. نثر چوبک بسیار متنوع و همچنان پس از نیم قرن زنده است. او در ضبط و ربط زبان کوچه و تقلید لحن مردمان خردهپا و در وصف آشکار و بیپردهی دنیای درونی شخصیتها و حدیثِ نفسنویسی یکی از تواناترین، صریحترین و بیپرواترین نویسندگان ایران است.

در فصل: 





